شب نیلوفری

همه چی نوشت!

ناراحتسلام

قایقی خواهم ساخت

خواهم انداخت به اب

دور خواهم شد از این خاک غریب

که در ان هیچ کسی نیست که در بیشه ی عشق

قهرمانان را بیدار کند

امتحانا شروع شده دقیقا تو همین حال و هوا کلی مهمون و مشکل و حس داستان نویسی با هم اومده سراغم سرم داره گیج میره از این همه مشکل!!!!!!!

راه حل میخوام کسی تا حالا تو چنین مخمصه ای گیر کرده؟!!!

پ.ن١:دارم پس از کلی تشویق(کو کی تشویقت کرده؟)شروع میکنم با کمک افکارم دل سفید این کاغذارو سیاه کنم ببینم موفق میشم یا نهنیشخند

اضافه شده در تاریخ:١٢/١١/٨٧

کیبورد ندارک سوزوندمش فعلا نیستم امروز مدرسه نرفتم و کارنامه ها رو دادن دعا کنید دعاااااااا

فعلالبخند

 

نوشته شده در ۱۳۸٧/۱٠/٩ساعت ٢:٥٧ ‎ب.ظ توسط زهرا نظرات () |

گل گلدون من شکسته در باد

تو بیا تا دلم نکرده فریاد

گل شببو دیگه شب بو نمیده

 کی گل شببو رو از شاخه چیده

سلام من یه بلاگفایی بودم که اومدم به اینجا نه به خاطر اینکه بلاگفا بد بود به خاطر اینکه ادرسمو نمی خواستم هر کسی داشته باشه اومدم اینجا شاید افرادی باشند که واسه ادم بهترن شاید اگه من یه روز تو خیابون ببینمشون نشناسم ولی وقتی چند تا کامنت از اونا ببینم دلم تا کجاها که نرهخیال باطل 

در هر صورت اومدم که بمونمقلب

پ.ن١:یادم رفت بگم شب یلداتونم مبارک راستشو بگید دیشب واسه کدومتون چله ای اوردن یا کدومتون چله ای بردیدچشمک

پ.ن٢:مرثاجونم تسلیت میگم آدم تو این جور موقع ها جملات تکراری و تعارفی چیزی تو دایره ی لغاتش پیدا نمی شه و مرثا ی عزیزم ما در برابر تقدیر حقیریم ناراحت

 

نوشته شده در ۱۳۸٧/۱٠/۱ساعت ۱۱:٠٠ ‎ق.ظ توسط زهرا نظرات () |


Design By : Night Skin