شب نیلوفری

همه چی نوشت!

من میرم ..... میخوام برم......معلوم نیست کی بیام!
من.....من....من....دارم میرم مسافرت! خب من آدم کرم داری میباشم دارم میرم کلاردشت!سوغاتی میخواید بگید تعارف نکنید. میگیرم!(همون شکلک دماغ درازه)
{از اونجایی که من خیلی بد بختم. خودمو ... دادم که یه عکس از کلاردشت بزارم نشد! حالا برگشتم عکسای خودمو میذارم}


الان خوره به جون من افتاده ولم کنید تا سه سال همینجوری بازی می کنم D: بازی وبلاگی جون باحاله آدم کیف میکنه منم که کمبود دارم بالاخره باید این کمبودا جبران شه!


۱-اگه قرار بود دوباره متولد بشی و می تونستی مکان تولد و رشته و شغلتو انتخاب کنی ، چه انتخابی می کردی ؟


خب من تو همین ایران به دنیا می اومدم همین رشته(انسانی) رو انتخاب می کردم من از جا و مکانم راضیم!


۲-حاضری یه سال فلج کامل باشی ، در عوض جون یه آدمو نجات بدی ؟


خب مطمئنا خیلی سخته!من ناراحت و افسرده میشم، مامانم همیشه گریون، بابام اعصابش خورد. اما همه اینا یه طرف اگه بدونم بعد یه سال دوباره بلند میشم و کنار بلند شدن من یه آدم زنده میمونه قبول می کنم!


۳-تو زندگی شخصیت ( نه اجتماعی ! ) انقدر از کسی بدت میاد که راضی به مرگش باشی ؟

مممممم !نه!متفر بودم میخواستم بزنمش اما مرگش نه!



۴-اگه خونت آتیش بگیره و تو فقط بتونی یه چیزو ( از وسایل شخصیت ) برداری ، اون چیه ؟

من یه چیزو برنمیدارم! 4تا عروسک و یه دفتر که به جونم بستست یا با اونا آتیش میگیرم یا همشونو بر میدارم!



5-آخرین باری که خدا رو از ته دل شکر کردی کی و به خاطر چی بود ؟


همین امسال به خاطر یه چیزی که نمیشه گفت!




۶-آخرین بدشانسی ( یا قوانین مورفی ) که واست اتفاق افتاده ؟

همین دیشب !هر وقت دوستم(هلاله)میخواد بیاد قم یه مشکلی پیش میاد و نمی تونه بیاد!



۷-آخرین خوش شانسی که واست پیش اومده ؟


یادم نمیاد:



خب از طرف من همه دعوتن به جون خودم جددی گفتم چه اونایی که تازه به این خراب شده اومدن چه دوستان عزیز قبلی!!!!



تا وقتی برگردم مواظب وبلاگم باشید هی بیاید کامنت بزارید بچم کمبود حس نکنه!
فعلا


نوشته شده در ۱۳۸۸/٦/۱٥ساعت ٤:٤٧ ‎ب.ظ توسط زهرا نظرات () |


Design By : Night Skin