شب نیلوفری

همه چی نوشت!

   نمیدونم گفته بودم یا نه که مدرسه جدیدم پر از دوستای قدیمه. از قضا یکی از این دوستان قدیم به شدت مایه ی عیش و شادی ما تو کلاس شده! به طوری که این می خواد حرفو شروع کنه عین ١٢ نفرمون پقی میزنیم زیر خنده!

     سوالاتی که میپرسه که بدتر!جاتون خالی امروز سر کلاس از من جذر عدد ٩ رو پرسید!و بعدش هم اعتراف کرد که ماه های سال رو نمی تونه به ترتیب بگه! و من هنوز موندم این چجوری تا سوم اومده بالا!؟اسم این دوست ما شیرینه!
خلاصه اومدم بگم امکان داره هر چند وقت یه بار یه طنزی ازش بزنم اینجا!


     این چند روزه من خیلی مشعوفم خیلی خیلی خیلی!میدونی بعد یه مدتی من اون گوشیی رو که می خواستم خریدم!کلا الان من خیلی شادم!معلوم نیست؟! به طوری که فقط مونده باهاش برم حموم و از این قبیل مکان ها!! در کل این گوشیه عزیز ما چیزی

 نیست جز .....

گوشیییییم!!!!

بله   5800 !!!!!! گوشیه جدید منه و کلا من الان خیلی زیادی خوشحالم!

پ.ن1: می بینید چقدر تنبلم سالی به 12 ماه میام می نویسم!!!!

پ.ن2:الان که دارم نگاه می کنم; میبینم که حتی ذره ای حوصله ی معلما رو ندارم!!!! 

پ.ن3:هی! من اینجا رو خیلی میدوستمقلب

فعلا

نوشته شده در ۱۳۸۸/٩/۳ساعت ۱٢:٢۳ ‎ب.ظ توسط زهرا نظرات () |


Design By : Night Skin