شب نیلوفری

همه چی نوشت!

پریروز رفتم نمایشگاه کتاب.ته دیگاشو جمع کردم و اومدم.٢١ عنوان کتاب که اسماشونو یادم نیست.خیلی شلوغ بود ولی خیلی حال داد.من و ٢ تا از دوستام بودیم که یکیشون از اول نمایشگاه رو پیچوند به سمت یار روانه شدم.منم به نوبه ی خودم به سمت یارانم روانه گشتم.

دیروز رفتم دکتر اعصاب و روان دکتر فاکرنیشخند  به معنای فکر کننده که البته نظر شما دوستان هم در مورد معنیش محترمه!خلاصه اینکه با ۶٠ تا قرص و آزمایش روانه ی خونه شدم.یه چیزی که اعصابمو خورد کرد سبیل دکتر بود.حرف میزد این سبیل های بلند مثل کلید های پیانو بالا و پایین می شدند.رو اعصاب بوداااااااااااااااا.

از هفته ی آتی هم که امتحانای من طفلک شروع میشه.

من و این همه درس !!!!!!!!!!١توقع آپ که ندارید؟!

پ.ن١:بس که من از تو بی وفا خواسته ام وفا کنی

هر نفسی که میکشم بوی وفات می دهد

عاشق این شعرم یعنی!

پ.ن٢:اوج چرت و پرت این پستم!!!!!

فعلاقلبلبخند

نوشته شده در ۱۳۸٩/٢/٢٦ساعت ٢:٤٤ ‎ب.ظ توسط زهرا نظرات () |


Design By : Night Skin