شب نیلوفری

همه چی نوشت!

لبخند مبارک مسیحانیشخند

هان ای شب بی ستاره!فردایی نیست؟

خورشید بلند عالم آرایی نیست؟

جان داروی کشتگان این دشت غریب

لبخند مبارک مسیحایی نیست؟

خواهری به جون خودم شعرش بی منظور بودنیشخند

ان/در احوالات عید:نزدیک عید شد باز اون رگ ایرانی بودن زد بالا باز اون رگ خرید های 30 40 هزار تومنی زد بالا سفره هفت سین و سبزه و لاک پشت(امسال لاک پشت می خرمماچ)و از همه مهمتر عیدی و دوران متمولی  و از این لفظا فقط بدیش اینه که عین چنار باید بشینیم خونه و همدیگرو نگاه کنیم

ان/در احوالات مدرسه:یعنی واقعا مرده شورمدرسه رو ببرن بسکه رو اعصابه ما میخواستیم از شنبه به بعد مدرسه رو فلکه کنیم  که مدیر گرام تا سه شنبه ملزم نمود که همه مدرسه رو بیان

پ.ن1:میبینید تروخدا همینکه ما امسال مشهد نمیریم فوج فوج ادم اونجا میریزن به هرکی زنگ میزنم میگه:راستی ما مشهد میریم بیا برم اونجا همدیگرو ببینیم من:نه ما امسال نمیایمناراحت

پ.ن2:رفت 87 داره میره خدایا در سال جدید حال مارا به بهترین حال تغیییر ده

پ.ن3:این شما رو یاد کسی نمیندازهنیشخندمنو یاد مرثا(با همین ث) و شال گردنم میندازهنیشخند

پ.ن4:مدرسه رو فلکه کردم

پ.ن5:هی با توام نگران نباش جات تو قلبم امن امنهماچ

فعلابای بایلبخند

نوشته شده در ۱۳۸٧/۱٢/٢٢ساعت ۱۱:۳٢ ‎ق.ظ توسط زهرا نظرات () |


Design By : Night Skin